تبليغاتX
سیمرغ

سیمرغ

وبلاگ تخصصی مدیریت + آرمانشهر

در کار دنیا

پیشینیان با ما

              در کار این دنیا چه گفتند ؟

گفتند: باید سوخت

گفتند: باید ساخت

گفتیم :باید سوخت

                اما نه با دنیا

                               که دنیا را.

گفتیم: باید ساخت

                     اما نه با دنیا

                                 که دنیا را.                         (دکتر قیصر امین پور) روحش شاد

+ نوشته شده در  شنبه 28 فروردین1389ساعت 1:20 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

مغالطه صحیح

 

آری اگر

 در باز بود و

                    باز پرنده

پس در پرنده است

                     و همچنین اگر

             در بسته بود و

                                     بسته پرنده

            پس باز در پرنده است

                                                                اما

                                                     دری که باز نباشد

                                             دیگر  نه در  که دیوار.....

                                        اما پرنده بسته اگر باشد

                                دیگر پرنده نیست

                                                          که مردار.....

                                                        (دکتر قیصر امین پور)

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 فروردین1389ساعت 10:38 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

سلامی دوباره

به نام خدا

سلامفرصتی رو بدست آوردم تا سلامی دوباره در سال جدید خدمت دوستان مهربان و گل خودم داشته باشم  پس..... سال نو رو به تمامی دوستان بلاگنویس و خواندندگان محترم تبریک میگم امیدوارم سال خوب پربار پر برکت با سلامتی خودتون و خانوادتون با چاشنی دانایی بعلاوه کسب پول البته از راه حلال رو داشته باشید ببخشید که دیر  کردم  یکم مشکل کامپیوتری داشتم  هم سخت افزاری هم نرم افزاری .... به همه شما سر میزنم تواین چند روزی که بدنبال یه متن خوب میگردم ممنون از همه شما که بهم سر زدید .... موفق و موید باشید  ........خداوند مهربون نگهدار شما و خانوادهاتون باشه ....

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 فروردین1389ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط سیمرغ  | 

اییول انسان

به نام خدا  

سلام اینجا خلاصه ای از کتاب انسان دکتر شریعتی رو براتون میارم البته هر آنچه که بنظرم مهم اومده... این خلاصه است تشکر لطفا بخونید البته اگه فرصت خوندن  یا پول خریدنشو ندارینبنظرم دولت بجای کامپیوتر دادنه(همون یارانه) بنزین ...بیاد به کتاب یارانه بده خیلی خوبه  مگهههه نه.

زبان مذاهب زبانی سمبلیکه یعنی رمز گونه تا امروزیها به اندازه ی درکشون بفهمن آیندگان هم به اندازه ی درکشان.....پس سخن گفتن به رمز طوریکه معانی عمیق در دل آن باشد و معانی سطحی بر رویش قرار بگیرد جز از زبان سمبلیک بر نمیاداینجاست که میگن قران دارای چندین زبان و درک و فهم است که از گذشتگان تا آیندگان آنرا درک میکنن. یعنی چی.

انسان از نظر اسلام چگونه خلق شد؟داستان خلقت انسانو همه میدونیم(البته بجز اونای که نمیدوننبگید تا بگیم)اونجا که خداوند به فرشته هاش میگه من  میخواهم جانشینی برای خود در زمین خلق کنم!!!!!اینجا ارزش انسان مشخص میشه یعنی نمایندگی خداوند در زمین . این رسالتی است که خدا به انسان داده!!!!

انسانرو از گل و لجن خشک آفرید سپس از روح خود در آن دمید و انسان خلق شد!!!!! پس معلوم میشه انسان موجودی ۲ بعدیهبر خلاف موجودات دیگر که یک بعدیند. یه بعدش میل به پستی داره ....خمیره سرشت انسان میل به رسوب و توقف کردن داره بعد دیگر یعنی روح خداوند میل به تعالی بر خلاف اولی میل به صعود...آخرین قله قابل تصور یعنی خداو روح خدا  .

این بعد اراده انسانه که میتونه تصمیم بگیره به طرف قطب لجنی بره یا روح خدایی. عظمت انسان کجاست؟ برید ادامه مطلب... بنظر من از دستش ندید بخونید تا اینجا خلاصه ۲۲ صفحه بود.....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اسفند1388ساعت 1:0 قبل از ظهر  توسط سیمرغ  | 

عزدواج

 به نام خدا

شب که از مغازه اومدم خواهر کوچکه اومدو گفت : داداش یه طنز درباره ازدواج توی تلتکسه خیلی خنده داره برات بزارم بخونش....خلاصه ما هم خوندیم و خندیدیم از اونجا که بچه های وبلاگ نویس و وبلاگ خون رو فراموش نکردیم  نوشتیم طنزو تا شما هم بخندید  یادتون باشه یه طنز نه جوک پس نقد اجتماعی که نویسنده میخواسته بگه رو شما بگید

انشای یک بچه دبستانی درباره ازدواج را با تمام غلطهای املایش میخوانیم.

 نام: کمال

کلاس دوم دبستان

موزو انشاء :عزدواج!

هروقت من یک کار خوب میکنم مامانم به من میگوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب میگیرم. تا بحال من پنجتا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنجتایش رابه من داده است. حتمن ناصرالدین شاه خیلی کارهای خوب میکرده که مامانش به اندازه.................

برای خوندنش برید ادامه مطلب ....... خیلی بامزه س!!!!!!!!!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 اسفند1388ساعت 10:42 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

مهارت ..بازار کار...دیگه دیگه

بنام خدا

سلام....بعد از ادبو احترامو تمجید فراوان از خوانندگان محترم و محترمه............

خلاصه امروز آمدیم یکم غیض کنیمو ایراد بگیریمو ....و...و.... حالا اگه در حین نوشتن یادم اومد میگم... هدف همون نوشتنه خوب ایراد نگیرید دیگه...

امروزا دیگه پیدا کردن شغل. از لیسانس گرفتن گذشته دیگه کسی دیپلم نداره  همه اول لیسانس میگیرن بعد میان دیپلومو. خوب دیگه اینجا .......

تو این روزا برای رفتن به سرکار یا باید یه پارتی داشت که بتونه یا بخواد کاری انجام بده یا دیگه اینکه حتما و حتما مهارتت انقدر بالا باشه که دیگه نتونن کسیو بجات بزارن....از من به شما نصیحت اگه پارتی یا همون بند (پ) ندارید برید بدنبال مهارت .چون دیگه اول این مهارته که میتونه درامدساز باشه(البته پاره وقت) و هم موجب اشتغال میشه .چیزیکه این لیسانسای (بعضی)از ما ندارن مهارت میتونه دانستن یکی از زبانهای زنده دنیا باشه. وارد بودن به برنامه نویسی...مهارت حسابداری...دیگه..دیگه...آهان مهارت کامپیوتر..مهارتای کار با نرم افزارهای متنوع...و...نمیگم برو همه رو یاد بگیر چون دیگه اون موقع پیر شدیو کار از کار گذشته اونوقت این همه مهارتو داری ولی سنت نامناسبه و دوران بازنشستگیو باید بگذرونی..(نرفتی سرکار جز بازنشسته هایی)حالا اونایی که صرفا بخاطر علاقه به رشته ای وارد دانشگاه شدن و بازار کارشو نگاه نکردن بماند ..... اصلا بعضی از رشته ها برای اشتغال نیستن فقط برای دانستن و آگاهیه مثل مدیریت خانواده  اونای هم که پیش از دانشگاه هستندو بقولی پشت دانشگاه اینارو بدونن بد نیست اونایکه لیسانس انقلابی گرفتندو(همون سیکل قدیم شاهنشاهی) هنوز  بقولی چک پولشون نیافتاده  بخونن بازم بد نیست کمتر زجر میکشن(دیگه تورم خورده دوزاریمون شده چکپول هه هه هه).

خلاصه کلام بشین مهارت کسب کنو مگو چیست این مهارت....که مایه آمدن درامدو کسبو کار است این مهارت یا به بند (پ)مراجعه بفرمایید.  یا کار آفرین باشید(  هاننننن چه گفتی!)آهان یه را دیگه هم هست ادامه تحصیل بدین تا شاید کاری ایجاد بشه تا اون موقع...میتونی مهاجرت کنی بمن دیگه مربوط نیست و من اصلا مسئولیت قبول نمیکیم.

دوستان نا امید نشید موفق باشید در نا امیدی بسی امید است یا هچین چیزی

+ نوشته شده در  جمعه 30 بهمن1388ساعت 9:41 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  | 

سلام بر دوستان

این فیلم سالهای مشروطه اثری بیادماندنی بر من گذاشت .. منو ترغیب کرد تا کمر همت ببندم به آشنای و مطالعه دانشمندان فرهیختگان دیروزو امروز بگردم دنبال اندشه هاشون اعمالشون یکی مثله امیره کبیر که چه اندیشه ای داشتو چگونه به اجراشون دراورد. بدنبال اندیشهای فراموش شده ی آقای خمینی.... خواندن تاریخ و دیگر شخصیتها....دیگه هرچی لیسانس گرفتیم بسمونه یکم بشینیم بخونیم تفحص کنیم تحقیق کنیم چی بدرد این ملتو میهن که نامش ایرانه و آریایی میخوره ...حداقل ما پیدا کنیم نه برای دیگران برای خودمون... از شخصیتهای ایران زمین چقدر میدونیم واقعا چقدر؟ از تاریخ چقدر؟

من یکی که که مدرک دانشگاهی مدیریت نامی گرفتم چکار برای مملکتم میخام بکنم تا آیندگانو گذشتگان از ما راضی باشن چقدر میدونم تا اثیر باطل نشم حد اقل یا حق باشم یا پیرو حق...بنظرم هم باید از اندشه دکارتو .مارکسو.هگل آشنا بود هم از اندیشه خمینی .مطهری .بهشتی.شریعتی . هم از اعمال ناصاردین شاه باخبر بشه هم امیرکبیر. ...... تصمیم گرفت تحقیق کنم ....اونم از امیر شروع میکنم چون این انگیزه و مقصدو بهم نشون داد... بدنبال مدیریت و رهبری بومی میگردم تو اعمال  امیر کبیر ..امیدوارم پیدا بشه... یادش گرامی و راهش ژر رهرو باد شاید ایشون هم شهید ملت باشند!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 بهمن1388ساعت 2:8 قبل از ظهر  توسط سیمرغ  | 

کارو کارگری

به نام خدا

بعد مدتها اومدیم حالا کجا بودیم عرض میکنم خدمت دوستان عرض کنم  بعد مدتها درس خوندنو رفع خطر سره بازی دنبال کار گشتن هیییییییییی یه نیمه کاری گیر آوردیم  از ۸ صبح تا ۸ شب شکر رفتیم سر کار نونی هم دررآوردیم حلال خوب جونم براتون بگه رفتیم کارگری توی یه کارگاه تولیدی وقتی رفتیم هیچ بلد نبودیم ولی الان یه چیزایی بلد شدیم ولی خوبب اوستا نشدیم ولی این کارگرای جدید بهمو میگفتند اوستااااا اینو چیکار کیم؟ اون چیکیار کنیم؟ بقول مدیرا  که ما هم درس خوندشون بودیم ارتقا مقامی  گرفته بودیم خوب بد نبو مزیتی داشت با اینکه نقش کار گر رو بازی میکردیم ولی باسواد بودیم تو اون جمع سیکل و ابتدایو و... ما لیسانسکی داشتیم بعدشم ما کارگری میکردیم ولی توجهی به تولیدو نرخ دستمزدو حملونقلو و.... همه رو با نظریه هاو تئوری هایی که خونده بودیم میسنجیدیم... گاهی به کارفرمامون نظر میدادیم. مخصوصا درس رفتار سازمانی تئوری دستمزد+سازمانو سازماندهی و ووو............ هرچی که خوندیم تقریبا تجربه کردیم...خدارو شکر خلاصه رفتیم هم تجربه کسب کردیم هم یاد گرفتیم هم پول گرفتیمو کارآموزییی دیدیم . ولی ناگفته نماند که هم دست درد گرفتیم هم کمر درد خلاصه کلام لیسانس میسانو ولش باید علم داشته باشیو تجربه + فن تا بگن آقا مخلصیم بیا کار کن. التماس میکنیمحالا ما که بلد نبودیم رفتیم و کتکارو خوردیمو یاد گرفتیم مهم تجربش بود که عالی بود حالاهم زمان امتحان فوقه هم گرایشو انتخاب کردیم هم قدر درسو مرسو+ علم و بیشتر دونستیممخصوصا قدرداشتن فن به ایان رسد حکایت ولی خوب دفتر همچنان باز است(میدونم)

موفق باشید  مخلصم  فعلا(بقولی) تا درودی دیگر بدرود

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 بهمن1388ساعت 1:9 قبل از ظهر  توسط سیمرغ  | 

سلاممممممممممم بعد مدتها که دنبال یه کتاب میگشتم تا دلی از از گشنگی مغزی در بیارم و به قولی حالی کنیم   بالا خره یه دونه کتاب پیداکردم که سرش به تنش می ارزه درسته فعلا ۲ فصلشو خوندم ولی تو این ۲ فصل کلی سوال با کلی فکرووووو تعجبات فراوان برام پیش اومددددد من که کتابو نمیشناختم یه  سری به برو بچز وبلاگ نویس زدمو اسم کتابو دیدم اسمش بود دنیای سوفی.........

اون بنده خدا دنبال کتاب میگشت ولی پیداش نکرد  فکر کنم هنوز دنبالشه ! منم شانسی رفتم تو کتاب فروشی برای دیدن کتاباش شانسی کتابو دیدم خلاصههههههههه ...خلاصه پشت کتابو خوندم حسابی مجذوبش شدممم با اینکه تو کیف پولم ...پول نداشتم ولی از کارتم استفاده کردمو خریدمش میگن ی شانس یه بار در خونه آدمو میزنه راست میگن  گفتیم بخریم تا کسی این یه جلدو  نبرده و دستمون تو ژوست گردو بمونه خدارو شکر که یه کتاب خوب و خوندنی پیدا کردم  

 و این بود  خریدن کتاب ای یار مهربان (دنیای سوفی)....... شاید بعدا یه چیزایی از داستان بنویسم البته اگر بخواید اینم نویسندشو. + طرح روی جلدشحاجاقای گردر

        



+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آبان1388ساعت 1:2 قبل از ظهر  توسط سیمرغ  | 

+ نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت 9:49 بعد از ظهر  توسط سیمرغ  |